تبلیغات
خبرهای ورزشی شهرستان داورزن - نتیجه گرفتن ازطریق کارتیمی نه خلاقیت فردی
 
خبرهای ورزشی شهرستان داورزن
ورزشکاران باید به علی (ع) اقتدا کنند

بسمه تعالی

  مقدمه

   فوتبال پرطرفدارترین و پر هیجان ترین ورزش در دنیاست که انسان ها را اعم از زن و مرد درهر شغل و سطحی که در حال فعالیت هستند را به طرف استادیوم ها و به پای میزتلویزیون ها

 می کشاند.


 

بسمه تعالی

 

 

 

مقدمه

 

  فوتبال پرطرفدارترین و پر هیجان ترین ورزش در دنیاست که انسان ها را اعم از زن و مرد درهر شغل و سطحی که در حال فعالیت هستند را به طرف استادیوم ها و به پای میزتلویزیون ها

 می کشاند.

 

حال وظیفه ی مربیان است تا جذابیت را به حداکثر برسانند تا تماشاگران خود را از دست ندهند. اما در این میان کسانی هم وجود دارند که تنها فقط و فقط به فکر سرمایه ها و نتایج مطلوب خود

 می باشند که این مهم درهمه ی دنیا مشهود است.

 

  جذابیت های فوتبال را می توان ازطریق خلاقیت های فردی تامین نمود اما درحال حاضرمربیان برای نتیجه گیری به همین خلاقیت فردی رو آورده اند و غافل از این که گروهی کار کردن یکی ازمشخصه های گروه است که دورهم جمع شده و هدفی را دنبال می کنند و خلاقیت های فردی باید درپیشبرد اهداف تیمی بکاررود.

 

 

  بی شک فوتبال پرطرفدارترین ورزش درکشورما ایران است اما به نظربنده حقیرهیچ گاه روی این ورزش مهیج ریشه ای کارنشده است.فوتبال ما مشکلات زیادی دارد که البته دراین مقاله فقط به یک جنبه ی آن پرداختم.

 

         خلاقیت استعداد خدادای است که خداوند متعال به اندازه ی ظرفیت هرانسان به آن اعطا نموده است

تا به کارهای خویش ظرافت وتنوع ببخشد وبوسیله ی همین موهبت الهی زیبایی های خود را جلوه گر کند و فوتبال ازاین قضیه مستثنی نیست.

 

  اگربه فوتبال درسالهای دوردرجهان بنگریم درواقع خواهیم دید نتیجه گیری فوتبال تا قبل جام جهانی 1990 ایتالیا بر پایه ی خلاقیت های فردی بوده و ازکارگروهی برای به ثمررساندن گل خبری نبود وتیم ها به اصطلاح تک محوری و حداکثردومحوری اداره می شدند.به عبارتی دیگر یک یا دو بازیکن نتیجه را رقم زده و یک تنه بار تیم را به دوش می کشیدند تا به قهرمانی و عناوینی ازاین دست برسانند.

  نمونه هایی ازاین قبیل:چهره ی نام و آشنای جهان فوتبال دیگو آرماندو مارادونا درتیم ملی آرژانتین و درسالهای دورترپله ستاره ی فوتبال برزیل را نام برد.

 

با کمی تامل دراین موضوع یک سوال مهم مطرح می شود:

                               وظیفه مربیان درچنین تیم ها واوضاعی چه بوده است؟

 

  اگرمربیان برای هماهنگی بازیکنان تیم را همراهی می کردند پس چرا نتیجه گیری براساس خلاقیت فردی بوده است؟زیرا ظاهرا این تیم ها بدون داشتن مربی هم قادربه گرفتن نتیجه بودند.

چون این تیم ها بازیکن محوربوده نه مربی محور.مشکل بزرگ تیم های بازیکن محوروابستگی شدید به بازیکنان اصلی می باشد ولی تیم های مربی محوردچارچنین مشکلی نمی شوند زیرا گروهی بازی کردن را سرلوحه کارخویش قرارداده اند.به همین دلیل کشورهایی دربورس فوتبال قرارمی گرفتند که از بازیکنان خلاق تری برخورداربودند بنابراین تیم های ضعیف ازنظربازیکن هیچ گاه حرفی برای گفتن نداشته وخود را ازپیش باخته می دانستند.

 

  اما پس ازجام جهانی سال 1990 ایتالیا وبرد آلمان ها دربرابرستارگان آرژانتین درفینال ازتحول اساسی درفوتبال نوید می داد که آنرا درنیمه ی دوم دهه ی نود با پدیدارشدن مربیانی همچون سرالکس فرگوسن وتفکرنوین پاسهای تک ضرب روح تیمی فکرکردن ونتیجه گرفتن را بنیان گذاشت.تیمی جوان و جویای نام که براساس اصل گروهی به نتیجه رسیدن طوفانی درسرتاسر اروپا و جهان به راه انداختند که تا سالها آقای فرگوسن و شاگردانش مورد ستایش قرارمی گرفتند.

 

  با این نگرش جدید که امروزه اکثرتمام تیم های دنیا به آن روی آورده اند تیمی کارکردن رابه معنای واقعی خودرسانده وسعی شده است ازخلاقیت های فردی درراستای کارتیمی و اهداف تیم بهره گرفته شود تا همه افراد درنتیجه گرفتن ها وپیروزی ها و حتی شکست ها سهیم باشند.

 

  پس با این تفکرهنگامی که ما گروهی کارمی کنیم (بازی می کنیم)نیازبه داشتن مهره هایی با خلاقیت بالا پایین می آید نه اینکه خلاقیت مهم نباشد بلکه دررده ی دوم قرارمی گیرد زیرا اعتقاد داریم که می خواهیم گروهی(تیمی)به نتیجه برسیم نه فقط با خلاقیت فردی پس زیاد فرقی نمی کند کدام بازیکن دربازی است تنها چیزی که مهم است آنان وظیفه خود را به خوبی انجام بدهند.

دیگرمهم نیست چه کسی گل می زند مهم این است که تیم به نتیجه رسیده است.

برای مثال:

  تیم ملی ژاپن بازیکنان خلاقی نسبت به کشورما ندارد اما تفکر نتیجه گیری به صورت تیمی باعث شده است که این تیم آسیایی درجام جهانی 2010 آفریقای جنوبی خوش بدرخشد ویا تیم ملی آرژانتین با تمام بازیکنان صاحب نامشان و با سرمربی گری دیگوماردونا فقط به دلیل نتیجه گیری با خلاقیت فردی درجام جهانی توسط آلمان ها تحقیر شوند.

 

  برخلاف اوضاع فوتبال جهان متاسفانه کشورما هنوزبرپایه ی تفکرنتیجه گیری خلاقیت فردی بازیکنان پیش می رود وهنوزفرد محوری حرف اول را می زند ومربی نقش کم رنگی دارد

به نظر می رسد فوتبال ما قرارنیست جهانی شود که هیچ بلکه ازآسیا هم جا مانده ایم.

 

  به اعتقاد شخصی این جانب مشکلات فوتبال ما مشکلات شخصیتی بازیکنان بوده و ریشه درفرهنگ مردم و جامعه دارد.

 

موضوع را با یک سوال مهم شروع می کنم.

آیا تا به حال ازخود پرسیده ایم چرا ورزشکاران ورزش های انفرادی کشور(مثل کشتی و...) همیشه درجهان به کسب مقام نایل می شوند؟

 

  جواب ساده است زیرا درورزش های انفرادی ورزشکارفقط به خود و مقام خود فکرمی کند درحالی که درورزش های گروهی به اصطلاح تیمی باز هم ورزشکاربه خود و این باربه هنرنمایی خود فکرمی کند(ازبازی های دوران کودکی درکوچه خیابان گرفته تا درسطح تیم ملی).

 

  متاسفانه این تفکرریشه درفرهنگ مردم کشورما دارد زیرا هیچ جا و هیچ گاه ازسوی هیچ کس وهیچ نهادی(نه درسطح خانواده,نه درسطح مدرسه,نه درسطح جامعه)به فرزندان بنی آدم آموزش داده نشده است زمانی که شما درگروه قرار دارید باید منافع گروه رابه منافع خود ترجیح دهید پس هیچ گاه ازتولد تا پایان حیات خویش هیچ نهادی برای این کارسرمایه گذاری نکرده و به اصطلاح اشخاص فردگرا بارآمده اند که توضیح آن ازحوصله این مقاله خارج است.

 

  اکنون مربیان باید ازدوره ی نونهالی و کودکی با آموزش های خود چنین تفکری را ازابتدا دراذهان شاگردان قراردهند تا این مساله مهم وخطیرازپایه درست شود!

 

  بنابراین قبل ازاینکه ما یک تیم خوب از لحاظ نفرات شایسته  و فنی داشته باشیم باید تیمی منسجم ازلحاظ کارهای زیربنایی داشته باشیم که یکی ازهمین کارها " تیمی به نتیجه رسیدن است" و باید به شدت روی آن کارشود!

         

  بدون اغراق 60 الی 70 درصد گل های لیگ برترفوتبال ازروی خلاقیت فردی به ثمرمی رسد که این آماربسیار فاجعه می باشد.درابتدا ونگاهی سطحی ایرادی به این امرنمی باشد وتیم های ما نتایج خوبی می گیرند اما فوتبال یک ورزش پربرخورد وفرسایشی درطول یک فصل بوده که آسیب دیدگی فراوان بازیکنان را فراهم می کند.

 

   با نگاهی به دودهه گذشته فوتبال ایران(1990_2010)تا سال 2005 نتایج مطلوب تیم ملی ناشی از بروزخلاقیت انفرادی ناب وعالی دربین بازیکنان با تکنیک ایرانی بوده که ازجمله آنان : علی دایی_خداداد عزیزی_کریم باقری_ مهدی مهدوی کیا_علی کریمی و... که زحمات عالیقدراین بزرگواران جای سپاس گذاری فراوان دارد(لازم به ذکراست تیم ملی ما با سرمربی گری آقای میرسلاوبلاژویچ درسال 2001 و به مدت نه ماه تلاش کرد تیمی نتیجه بگیرد که به اعتقاد بنده موفق هم ظاهر شد).

اما چند سوال مهم مطرح می شود:

1_با تمام شدن عمرورزشی بازیکنان خلاق چه باید کرد؟

2_با مصدومیت ومحرومیت آنان چه باید کرد؟

3_اگربازیکنان خلاق وبا استعداد متولد نشوند آنگاه چه باید کرد؟

4_آیا باید فوتبال را کنار بگذاریم؟

  بعد ازجام جهانی 2006 آلمان (سرمربی گری آقای برانکوایوانکویچ) وبا بازنشته شدن بازیکنان ستاره نامبرده شده دربالا تیم ملی ما حدود 5 سال است که طراوت وشادابی بازی های گذشته را ندارد ودیگربازیکنان خلاقی بوجود نیامدند تا گلزنی کنند. مشکل اساسی تیم های ملی وتیم های باشگاهی کشوردرهرسطوحی ازاول فوتبال درایران همین مسله است که می خواهند فقط با خلاقیت فردی به نتیجه برسند و احساس می کنم دراین اواخرچهره ی خودرا نمایان ساخته است.

 

فوتبال یک بازی گروهی است نه فردی

   گروهی بودن است که این ورزش را جذاب وپرهیجان نموده است اما متاسفانه این تفکردربین فوتبالیست های ما جا داده نشده است ومستطیل سبز را جولانگاه افراد خلاق وبا تکنیک ساخته است.

درکارگروهی 2 مسله خیلی مهم وجود دارد:

1_دوستی وصمیمیت وهمدلی                                2_گروهی کارکردن

   البته این دو کاراساسی وریشه ایی باید ازدوران نوجوانی وجوانی ازطرف مربیان القا شود تا شاگردان راحتربپذبرند.

 

برای نشان دادن این مسله به چند مثال زیر با دقت توجه نمایید :

  بازیکنان تیم ملی اسپانیا از خلاقیت بیشتری نسبت به بازیکنان تیم ملی ما  برخوردارند اما این خصوصیت به صورت کاملا مدیریت شده ازسوی مربیان ارائه می شود وهمان خلاقیت موجود را برای اهداف تیمی بکاربرده وازبازیکنانشان گل زدن بصورت تیمی  را می خواهند.

 

  مثلا :

     به بازیکنی مثل ژاوی هرناندز اجازه بیشتری برای استفاده از خلاقیت فردی داده میشود که آن هم بازمدیریت شده و در راستای اهداف تیمی به کار می رود نه برای خود نمایی.

 

   تیم منچستریونایتد ازلحاظ داشتن بازیکن خلاق پایین ترازتیم رئال قراردارد اما آقای فرگوسن همان خلاقیت موجود رادرراستای اهداف تیمی بکاربرده وازشاگردانش گل زدن بصورت گروهی رامی خواهد زیرا با این روش دیگرمهم نیست چه کسی درزمین حضوردارد و فقط مهم این     است تا وظایف خود را به خوبی انجام دهند.

 

   ودرآخربه این نکته اشاره می کنم که به نظرم اگرخلاقیت های فردی درجهت کارتیمی نمایان شود می توان گلهای ارزشمندتری با این تفکربه ثمررساند تا فوتبال جذابیت های خودرا بیشتر نشان دهد.

گل ارزشی : به گلی گفته می شود که حداقل 25 پاس بین بازیکنان ردوبدل شده واز تاکتیک های فوتبال استفاده شده باشد تا همه دربه ثمررساندن گل سهیم باشند.  

                  

         این تفکرازهرلحاظ لذت بخش تر نتیجه پذیرتروازهمه مهمترتماشاگرپسندانه ترمی باشد.

 

      

    امید است ایران درهرزمینه ایی به این تفکربزرگ برسد.

 

 

 

 

 

 

                     

                                                                      با تشکر

 

                                                              علی چراغعلی خانی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :